ρ
صفرهای با ارزش
صفرهای با ارزش
۱۹ خرداد ۱۳۹۸
عذاب سال نو
عذاب سال نو
۱۹ خرداد ۱۳۹۸

منتشرشده در ماهنامه صنعت فراگیر
شماره ۱۷ و ۱۸

طرح جامع شهری

نامه سرگشاده سردبیر ماهنامه ی صنعت فراگیر خطاب به شورای شهر تهران
اعضای محترم شورای شهر تهران،
آن گونه که در اخبار آمده، طرح جامع شهری تهران به وسیله آن شورای محترم به تصویب رسیده و هم اکنون در شورای شهرسازی و معماری در حال بررسی است.
جای بسیار خوشبختی است که پس از دهه ها و شاید بهتر است بگویم قرن ها، لزوم داشتن طرح های جامع مورد توجه مدیران عالی کشور قرار گرفته است تا بتوانیم مسیر توسعه را برمبنای علمی پیش بینی کنیم. این اتفاق حقیقتا امری بسیار مطلوب است؛ اما اولین و مهم ترین سوالی که مطرح می شود این است که طرح جامع شهری تهران آیا برای پاسخ گویی به نیازهای امروز تدوین شده یا برای پیش بینی نیازهای آتی؟
اگر برای امروز باشد که اساسا تحولات آنچنان سریع است که چنین طرحی فاقد کاربرد عملی است و تا به خواهد به مرحله اجرا برسد، تغییرات گسترده امکان اجرایی بودن آن را ساقط می کند. اما اگر بحث پیش بینی نیازهای آتی مطرح باشد، بازهم باید پرسید، آیا اصولا ما می توانیم سخن از طرح جامع بزنیم و چنین جامع نگری ای را نسبت به یک شهر داشته باشیم؟!
حقیقت آن که به نظر نمی رسد اطلاق “طرح جامع شهری” استنباط درستی از تحولات باشد، بلکه پیشنهاد می کنم به جای آن بگوییم ((طرح جامع توسعه پایدار شهری))؛ یعنی چگونه یک شهر می تواند خود را مطابق با الگوهای توسعه پایدار گسترش دهد. بر این مبنی، می توان پرسید آیا برای تهران می توان از طرح جامع توسعه پایدار صحبت کرد؟
اعضای محترم شورای شهر تهران، باور کنید ما امروز در آسیا و منطقه ای که در آن قرار داریم، حتی اختلاف زیادی با کشوری مانند تایلند داریم، از کره و چین دیگر صحبت نمی کنم، چون فاصله ما با آن ها بسیار زیادتر است.
با عنایت به این نکته، اولین اصلی که قاطعانه می توان برآن پای فشرد این است که با مطالعه و الگو برداری از طرح های توسعه پایدار در این کشورها، ما نیازی به کارشناسی مجدد و پیمودن راه رفته نداریم؛ یعنی منطقی تر آن بوده و هست که به جای آن که نیروها و امکانات کارشناسی مان را صرف تهیه طرح جامع شهری بکنیم (که چه بسا در بسیاری زمینه ها فاقد امکان تحقق باشد)، کافی است با الگوبرداری از شهرهایی که شرایطشان به شهر تهران نزدیک است، پتانسیل هایمان را صرف شناسایی و پیاده سازی راهکاری عملیاتی بنماییم.
متأسفانه، باید اعلام کنم که طرح توسعه پایدار شهری نیز برای تهران اساسا کاربرد ندارد، بلکه آنچه باید در تهران رخ دهد ساماندهی شهر به همراه کاستن از تراکم آن است.
درواقع، از معضلات بزرگ تهران، وجود پایتخت در آن است که از اصلی ترین دلایل رشد لجام گسیخته این شهر به حساب می آید. بنابراین، یکی از مواردی که باید به آن توجه جدی داشت، انتقال پایتخت از تهران به شهر دیگری با امکان تدارک طرح توسعه پایدار سی صدساله است. این از ضروریاتی است که باید به جد درنظر گرفته شود. هیچ طرح جامعی در شهر تهران قابل پیاده کردن نیست؛ چرا که می توان گفت نوسازی تهران (ویران کردن و از نو ساختن آن) هزینه ای به مراتب کمتر از بازسازی آن دارد.
توسعه اکیدی که به اعضای محترم شورای شهر تهران می کنم، به جای هزینه های بسیار سنگین، سفری را به شهرهایی که براساس توسعه پایدار تعریف شده اند، داشته باشند و الزامات توسعه شهری پایدار را در اِشل یک یکم ببینند.
اگر شما بخواهید طرح جامعی را براساس نیازهای امروز یا آنچه ممکن است فردا احتیاج شود تدوین کنید، مسلم بدانید که رسیدن این پروژه به فرجامی ناخوشایند حتی به سه یا چهارسال نخواهد کشید؛ چون تحولات به حدی زیاد است که چهار سال دیگر طرح های امروز نتیجه نخواهند داد، چه برسد به طرح های دراز مدت تر از آن.
منتها در طرح توسعه پایدار چنین مشکلی مطرح نیست، و توسعه شهری اصولا براساس چشم اندازی سی صد ساله تحقق می یابد. شما ممکن است در طرح جامع شهری برای رفت و آمد مسیرهایی عریض تر و حجم ترافیکی سنگین تر را پیش بینی کنید، اما در الگوهای توسعه پایدار نوین (که شما را توصیه به دیدن از نمونه های واقعی آن می کنم)، تلاش به هرچه کمتر کردن رفت و آمد است نه بزرگ کردن مسیرها.
به جای آن که در ذهن و در عالم تئوری طرح جامع تنظیم کنیم، می توانیم در اشل یک یکم آن قدم بزنیم و ببینیم آیا آن ها صنایع را خارج کردند، یا مثل پکن خیابان بسیار مناسبی را به صنایع اختصاص داده اند که در درون شهر قرار دارد. باور بفرمایید بازدیداز شهرهایی در چین همچون پکن، یا شهرهایی همچون شین، که بارها از آن بازدید کرده ام، کمک بسیار بزرگی به تصدیق بایسته های طرح توسعه پایدار می نماید. (در مقاله ای که به همین منظور در شماره ۱۳و۱۴ مجله صنعت فراگیر نوشته ام، که جهت اطلاع شما، یک نسخه از آن نیز ارسال می گردد، بخشی از یافته هایم درباره طرح توسعه پایدار سی صد ساله پکن را می توانید ملاحظه بفرمایید.
در اینجا باز تأکید می کنم اولین و حیاتی ترین اقدام برای تهران خروج دولت از این شهر است؛ یعنی وجود دولت در تهران امکان هر نوع برنامه ریزی و ساماندهی را از شورای محترم شهر تهران می گیرد.
اما برسیم به بحث صنایع، به عبارت دیگر اصولا تهران یک شهر صنعتی نیست! بلکه، تهران باید یک شهر تجاری باشد، نه صنعتی؛ یعنی تهران هم اکنون مرکز، اقتصادی، سیاسی، علمی، صنعتی، دانشگاهی،…. است و وجود همه این ها در یک مرکز توجیه پذیر نیست. وجود همه این ها در یک مرکز توسعه روز افزون آن را می طلبد؛ درحالی که تهران چنین امکانی را ندارد.
نگاه به کشورهای دیگر دنیا نیز لزوم توزیع همگون مراکز مختلف را در سطح کشور با قوت تأیید می کند. درآلمان مرکز سیاسی برلین، مرکز اقتصادی فرانکفورت، مرکز صنعتی هامبورگ، مرکز تحقیقاتی و دانشگاهی کلن است. به عبارت دیگر، منابع کشور در یک گستره وسیع توزیع شده اند. انگلستان، دیگر کشورهای توسعه یافته و در همسایگی خودمان ترکیه، عراق و پاکستان نیز از این قاعده مستثنی نیستند.(در عراق مرکز سیاسی بغداد و مرکز تجاری بصره است)
اما، زمانی که این توزیع عادلانه وجود نداشته باشد، تمام نسوج جامعه و بدنه کشور تحت گسترش سرطانی تهران خشک شده و از توسعه باز می مانند. بنابراین، این هشدار را باید جدی تلقی کرد که اگر شورای محترم شهر تهران به نقطه ای برای ساماندهی تهران نرسد، ایران نابود می شود؛ یعنی شورای شهر تهران امروز نه تنها در نقش یک شورا برای تهران که در نقش تصمیم گیرنده برای کل ایران قرار گرفته است؛ زیرا در نهایت تهران تبدیل خواهد شد به یک غده سرطانی که کل کشور ایران را به ورطه سقوط خواهد کشاند و در آن صورت چیزی از جسم و روح آن، باقی نخواهد ماند.
به بیان دیگر، اگر ایران را جسم بگیریم و جمهوری اسلامی را روح آن تلقی کنیم، توسعه تهران سرطانی است که جسم ایران را ازبین خواهد برد و روح آن یعنی نظام را نیز به نابودی خواهد کشاند.
و لب کلام آن که خروج مرکزیت سیاسی کشور از تهران و توزیع عادلانه مراکز اقتصادی، تجاری، صنعتی، دانشگاهی، تحقیقاتی، توریستی و… در سطح کشور نه یک انتخاب که یک ضرورت کتمان ناپذیر برای بقاء کشورمان است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × پنج =