ρ
۰۰۰/۰۰۰ های بی‌ارزش
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
آن گاه که تهران ایران را نابود می کند؟!
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸

منتشرشده در ماهنامه صنعت فراگیر
شماره ۵۱ و ۵۲

000/ 000/ 000/ 7 دهان باز

طبق گزارش رویترز روز دوشنبه ۹ آبان سال ۱۳۹۰ جمعیت جهان از مرز ۷ میلیارد نفر گذشت. اگر به آمار زیر نگاهی بی اندازیم می‌بینیم که جمعیت جهان در صد سال اخیر به طرز سرسام آوری در حال افزایش است. در سال ۱۸۰۵، جمعیت جهان به یک میلیارد نفر
در سال ۱۹۳۷، به ۲ میلیارد نفر
در سال ۱۹۵۹، به ۳ میلیارد نفر
در سال ۱۹۷۴، به ۴ میلیارد نفر
در سال ۱۹۸۷، به ۵ میلیارد نفر
در سال ۱۹۹۹، به ۶ میلیارد نفر
و در سال ۲۰۱۱ از مرز ۷ میلیارد نفر گذشت.
صندوق جمعیت سازمان ملل همچنین پیش بینی کرد جمعیت جهان تا سال ۲۰۵۰ میلادی به و میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر برسد.
این افزایش ۲ میلیاردی جمعیت در عرض بیست سال به این معناست که می‌بایست ۲۰ درصد به زمین‌های کشاورزی افزوده شود و سرانه فضای آموزشی و بهداشتی و رفاهی در جهان به همان مقدار افزایش یابد. آیا این افزایش صورت گرفته است؟ زمین کشاورزی به آب محتاج است و آب بیشتر به سدهای زیادتری نیاز دارد. برای تأمین این میزان مواد غذایی نیاز به همان مقدار زمین بیشتر است. این مقدار زمین را به ۲ طریق می‌توان تأمین کرد: ۱- تبدیل جنگل به زمین‌های کشاورزی یعنی نابود کردن ریه‌های کره زمین، ۲- انتقال آب از رودخانه ها و به تبع آن احداث سدهای احداث این سدها بأعت به وجود آمدن معضلات و مشکلات عظیم همانند آنچه بر سر دریاچه ارومیه آمده است خواهد شد آیا تا به حال به این فکر کرده ایم که چرا تا چند سال گذشته تا این حد سیل و سیلاب در دنیا اتفاق نمی‌افتاد؟ علت اصلی به وجود آمدن بلایای طبیعی این است که به هر مقداری که به جمعیت افزوده میگردد این جمعیت به فضای حیاتی بیشتری برای زندگی و سکونت محتاج هستند و این منابع طبیعی است که می‌بایست تاوان این ندانم کاری انسانها را بپردازد. اگر نگاهی هرچند گذرا به آنچه بر سر دریاچه ارومیه، تالاب انزلی و تالاب میانکاله آمده است بی اندازیم به عمق فاجعه ای که به علت ازدیاد جمعیت روی داده پی خواهیم برد.
طبق گزارش صندوق بین‌المللی پول در سال ۲۰۱۱، چهل درصد از افراد ساکن در ایران زیر خط فقر زندگی می‌کنند و این در حالیست که رئیس دولت نهم و دهم در چندین سخنرانی از طرح تنظیم خانواده انتقاد کردند و حتی به پدرها و مادرها برای تولد هر کودک وعده یک میلیون تومان پاداش دادند که هیچ وقت محقق نشد.
در جواب سوال نسل های بعد که چرا بزرگراه تهران- شمال را در میان بکرترین جنگل کشور احداث کرده ایم، چه خواهیم گفت؟
آیا این جواب قانع کننده ای است که چون جمعیت رو به افزایش بوده و کشور به ماشین و جاده بیشتری احتیاج داشته است، جنگلهای شمال را نابود کرده ایم؟!
اکنون که امکانات و بستر مناسبی جهت ایجاد رفاه بیشتر برای مردم کشورمان را نداریم چرا باید به هر قیمتی جمعیت خود را افزایش دهیم؟
آیا این نوع افزایش جمعیت چیزی جز گرسنگی، زاغه نشینی، افزایش جرم و جنایت برای کشور به ارمغان خواهد آورد؟
بعضی از مسئولین معتقدند کنترل جمعیت کار استکبار جهانی است، ولی جالب است بدانید بیشترین رشد جمعیت در قاره آفریقا. فقیرترین نقطه جهان و کمترین رشد جمعیت در قاره اروپاست، صندوق جمعیت سازمان ملل ۷ چالش مهم از جمله فقر، نابرابری اجتماعی، مسائل زیست محیطی، حاشیه نشینی شهرها و را برشمرده که با رشد بی رویه جمعیت بروز می‌کند.
در حالی که کشورهای توسعه یافته سعی در بالا بردن سطح آموزش و رفاه در سطح کشورشان دارنده در کشورهای توسعه نیافته مادرانی را می‌بینیم در حالی که به شدت گرسنه هستند، کودکی در دسته فرزندی در آغوش و فرزند دیگری را باردار هستند طبق گزارش صندوق بین‌المللی پول در سال ۲۰۱۱ میلادی، زامبیا بیشترین شمار فقیر را داراست در این کشور، ۸۶ درصد از مردم زیر خط فقر زندگی می‌کنند و توان تأمین حداقل نیازهای زندگی خود را ندارند و در همچنین کشوری به طور متوسط هر خانواده دارای ۵ فرزند می‌باشد.
طبق این گزارش ۴۰ درصد از افراد ساکن در ایران زیر خط فقر زندگی می‌کنند. کشورهای گینه و قرقیزستان نیز همچون ایران دارای نرخ ۴۰ درصدی فقر هستند.
در دوران دولت سازندگی به شدت طرح تنظیم خانواده در دستور کار قرار گرفت و تیزرهای تلویزیونی و بیلبوردها پر از جمله سو بچه کافیست بود؛ اما رییس دولت نهم و دهم نظر دیگری دارد و در چندین سخنرانی از طرح تنظیم خانواده انتقاد کردند و حتی به پدرها و مادرها برای تولد هر کودک وعده یک میلیون تومان پاداش دادند که هیچ وقت محقق نشد. این طرح به دلیل کمبود اعتبار متوقف شد.
اجرایی شدن برنامه‌های سازمان‌ها و نهادهای دولتی در راستای افزایش جمعیت در حالی است که رئیس مرکز مطالعات استراتژیک پیش‌تر اعلام کرده بودند که سیاست‌های جمعیتی کشور فقط با نظر رهبری تغییر می‌کند، نه به دستور دولت؛ اما دلایل مخالفت او با توقف قانون تنظیم خانواده در ایران از این قرار است: باوجود عملیاتی شدن قانون تنظیم خانواده و کنترل رشد جمعیت در حال حاضر تعداد بیکاران ما خیلی زیاد است و نرخ بیکاری در سطح شهرها در حدود ۳۰ درصد است. حال اگر تصور کنیم قانونی به نام قانون تنظیم خانواده وجود نداشت آن وقت مسلماً تعداد جمعیت نسبت به وضع کنونی بسیار بیشتر می‌بود و نرخ بیکاری بالاتر می‌شد.
این بحث به دلیل ارتباط مستقیم باسیاست‌های کلان کشور و بنیان خانواده، تبدیل به یکی از جنجالی‌ترین بحث‌هایی شد که چند ماه گذشته از سوی سیاستمداران مطرح شده است. رئیس جمهور تئوری جدیدی را پس از ۴۰ سال برنامه ریزی برای کاهش جمعیت در ایران، عنوان کرد و با شعار دو بچه کافی است مخالفت کرد و بحث آتیه مهر یک میلیون تومان هدیه برای نوزادان متولد ۸۹ را به اجرا در آورد. هرچند که طرح تأمین آتیه مهره برای تشویق خانواده‌ها به داشتن فرزند بیشتر به اجرا در آمد اما یک ماه پیش مرکز پژوهش های مجلس در ارزیابی خود این طرح را که با مصوبه دولت اجرایی شده مغایر قانون دانست.
این در حالی است که رئیس مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص معتقد است تصمیم گیری در رابطه با اینکه نرخ رشد جمعیت در کشور باید چگونه باشد جزو مواردی است که باید بر اساس سیاست‌های کلی نظام تعیین شود. دکتر روحانی در ادامه می‌گوید: «به اعتقاد من این مسئله جزء مواردی نیست که حتی مجلس بتواند در رابطه با آن تصمیم گیری کند و مسئله ای برای مجلس است سیاست‌های کلی نظام یعنی سیاست‌هایی که باید در مجمع تشخیص مصلحت نظام مورد بحث و بررسی قرار گیرد و درنهایت به‌عنوان پیش نویس، خدمت رهبری تقدیم شود و بعد از امضای ایشان ابلاغ شود»
برنامه تنظیم خانواده در ایران در سال ۵۴ مطرح شد اما به دلیل مخالفتهای متعدد تا دو دهه به اجرا در نیامد تا اینکه در سال ۱۳۶۷، دولت سیاست تحديد مواليد را اعلام کرد و در سال ۱۳۷۲ قانون تنظیم خانواده از تصویب مجلس گذشت و به تایید شورای نگهبان رسید.
بیشترین رشد جمعیت در قاره آفریقا فقیرترین نقطه جهان و کمترین رشد جمعیت در قاره اروپاست. در حالی که کشورهای توسعه یافته سعی در بالا بردن سطح آموزش و رفاه در سطح کشورشان دارند، در کشورهای توسعه نیافته تصویر مادرانی را میبینیم در حالی که به شدت گرسنه هستند کودکی در دست، فرزندی در آغوش و فرزند دیگری را باردار هستند.
مرکز امور زنان، با تدوین و چاپ کتابی با نام «شکوه همسرداری» قصد دارد راه حل جدیدی را برای افزایش جمعیت و حذف تنظیم خانواده به کار بندد.
به گفته زهرا سجادی معاون مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری این مرکز همچنان بر تلاش خود برای حذف تنظیم خانواده و اجرای سیاست افزایش جمعیت در کشور پافشاری می‌کند و راه حل جدیدی را برای این موضوع به کار بسته است. وی معتقد است که کلاسهای تنظیم خانواده توصیه به جلوگیری به فرزنددار شدن می‌کند و این دقیقا سیاست دنیای غرب برای کشورهای شیعه نشین است که از دهه ۴۰ شمسی برنامه ریزی کردند که کم کم جمعیت ایران را کاهش دهند.
به گفته خانم سجادی متاسفانه شیوهای که سازمان ملل متحد درباره سیاست‌های جمعیتی برای کشور ما پیاده کرده به قدری موفقیت آمیز بوده که خود آنها هم فکر نمی‌کردند روزگاری الگوهای استعماری آنها در ایران از برنامه آنها هم جلوتر برود. این یک واقعیت است که ما در کنترل جمعیت از برنامه ها جلوتر رفتیم. غربیها فکر می‌کردند که ما تا ۴۰ سال آینده به نرخ رشد مورد نظر آنها میرسیم اما هم اکنون به این نرخ رسیده ایم. باید اذعان کنم از سال ۶۵ تا ۸ میزان رشد زاد و ولد ما کاهش پیدا کرده است.
اما سیاست دولت نهم و دهم بر این اصل استوار بوده که موضوع جمعیت در کشور سامان دهی شود میزان زاد و ولد در سال ۶۵ حدود ۶٫۴ بود که مطابق پیش بینی مراکز اجرایی و مطالعاتی غرب مانند سازمان ملل، قرار بر این بود که در سال ۹۰ یعنی سالی که ما در آن هستیم نرخ باروری به ۴ برسد، یعنی دستگاههای تبلیغاتی غرب به گونه‌ای برنامه ریزی کرده بودند تا نرخ باروری ۶٫۴ سال ۶۵ در سال ۹۰ به ۴ برسد اما در سال ۷۵ این عدد به ۲٫۹۶ و در سال ۷۹ به ۲٫۱ رسید و با تاسف باید بگویم که در سال ۸۸ این سیاست به قدری گسترده شده بود که حتی پیرها مشوق جوانان ما می‌شدند که مبادا خانوادهای سیاست کنترل جمعیت را فراموش کند
این سخنان همین چند روز پیش از طرف یکی از مسئولین مملکتی بیان شده است. باید از این خانم و دیگر بزرگانی که از ازدیاد جمعیت کشور دفاع می‌کنند پرسید که افزایش بی رویه جمعیت در کشور چه دستاوردی برای مملکت دارد و بدون اتکا به درآمدهای نفتی چه سهمی از نیازهای غذایی کشور در ایران قابل تحصيل است و اگر باور کنیم که توسعه، در تعادل میان توان و نیاز است، در سالهای اخیر توان کشور چقدر افزایش پیدا کرده که ما درصد افزایش نیاز هستیم؟ اگر اظهار نظر این دوستان کارشناسی شده می‌باشد، باید برای روشن شدن اذهان عمومی آمار ارائه شود و اگر غیرکارشناسی است چه منافعی برای این افراد در پشت طرح این مسائل نهفته است؟
اگر جمعیت کشور بدون کار کارشناسی افزایش یابد این بدان معناست که حاشیه نشینی افزایش پیدا میکند و جرم و جنایت و نا امنی زیادتر می‌شود و این ناامنی ها باعث به وجود آمدن هرج و مرج در سطح کشور گردیده و این نابسامانی باعث عقب ماندگی های هرچه بیشتر کشور می گردد و حکومت مجبور می‌شود درآمدهای عمومی کشور را صرف هزینه‌های جاری جامعه بنماید، در نتیجه نمی‌تواند به سرمایه گذاری زیر بنایی و ساختاری در سطح کشور بپردازد و این همانا فقیر شدن همان کسانی است که توصیه به فرزنددار شدن بیشتر شده‌اند.
معاون عزیز رئیس جمهور ما بهتر است به جای این توصیه ها به بهبود وضعیت رفاه و معیشت مردم بیاندیشند و با تطبیق نظرات خود با کاروان اندیشمندان در روند رو به رشد کشور همراهی و همدلی کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × پنج =