ρ
مهندسی انقلاب اقتصادی
۲۰ خرداد ۱۳۹۸
نوروز عید تورم
۲۰ خرداد ۱۳۹۸

منتشرشده در ماهنامه صنعت فراگیر
شماره ۶ _ خرداد و تیر ۱۳۸۵

نگاهی نو به اقتصاد و چالش های موجود

کنکاش در تحولات اقتصادی و وقایع صنعتی از دیدگاه مردان بزرگ صنعت، که عمر خویش را برای یادگیری و انتقال دانسته های خود گذرانده اند، نکته های بسیاری را در بر دارد که شنیدنی و آموختنی است. در این مباحث نکاتی وجود دارد که می تواند تأثیرات مثبت و مهمی در اقتصاد و صنعت کشور داشته باشد و پیامد آن نیز جلوگیری ازتکرار خطاهای کارشناسان و به کارگیری تجربه های موفق توسط آنان است.
مهندس دیلمی یکی از نظریه پردازان و نوآوران تاریخ صنعت این مرز و بوم می باشد که دانش و تجربه را به بهترین نحو در هم آمیخته است. افتخاری نصیب ما شد تا پای سخنان این مرد موفق صنعت ایران بنشینیم، اکنون شما را دعوت به خواند این تجربیات می کنیم.
با سلام و خسته نباشیدو با تشکراز جنابعالی که این وقت را در اختیار ما و خوانندگان صنعت فراگیر قرار دادید سوال اول را خدمتتان عرض می کنم:
۱- با توجه به فناوری صنعتی و ساختار فنی مهندسی در تکنولوژی امروزه جهان اقتصاد ایران را در مقایسه با اقتصاد جهان، چگونه ارزیابی می کنید؟
سوال بسیار خوبی است و جواب خیلی طولانی دارد که سعی می کنم به طور اختصار بگویم. سرعت تکنولوژی و دانش را در ایران حتی با یک بردار حسابی بگیریم به طور مداوم در حال عقب ماندن از تکنولوژی روز جهان هستیم یعنی اگر ما هر روز تلاش کنیم قادر به رسیدن به تکنولوژی غرب نیستیم پس باید از یک روش معقول دیگری استفاده کنیم. یعنی به عبارت دیگر بهترین روش برای کشورهای ایران و مشابه آن؛ عراق، عربستان و پاکستان این است که الگویی را متناسب با توانمندی و شرایط خودشان انتخاب بکنند سپس براساس این الگو براساس نیازمندی ها پتانسیل های خودشان این الگو را بومی کنند و پس از زوم کردن آن باز تولید کنند و بعد از باز تولید از روی آن مدل سازی کنند، چنانچه آن مدل هم دارای نواقص و ایراداتی بود فرصت برای اصلاح آن وجود دارد. پس از رفع ایرادات مهم اکنون می توانند به مرحله بعدی که همان اجرا باشد نزدیک شوند، اما مطلب مهم دیگر این است که اگر ما بخواهیم دقیقا فاصله تکنولوژی کشور خودمان را با کشورهای دیگر ادراک کنیم کافی است به عقب مانده ترین کشور که قرار است به سازمان تجارت اروپا بپیوندد نگاهی بیاندازیم.
کشور ترکیه که در شمال غربی ایران قرار دارد را مثال می زنیم. محصولات کشاورزی و کالاهای منطقه که به صورت فله ای به کشور ترکیه می رود و از آنجا با بسته بندی های مناسب به بازارهای اروپا عرضه می شود. در این مورد سود اصلی را صنایع ترکیه و ضرر هنگفت نصیب کشاورزها و باغدارهای کشور ما می شود. اگر با دقت ملاحظه کنیم علت این امر همانا عدم مشارکت ما در سازمان تجارت جهانی و متعاقب آن لزوم پرداخت تعرفه های بالا جهت صادرات کالا می باشد. همچنین پایین بودن سطح دانش و تکنولوژی و سخت افزارهایی که برای تهیه کنستانتره های گیاهی استفاده شود از دلایل دیگر ضرر کشاورزها و باغدارهای ما است.
در ۴۰ سال اخیر وجود نفت، ساختار اقتصادی و صنعتی خاصی را بر منطقه تحمیل کرده و سهولت دسترسی به نفت، عدم توجه به صنایع ریشه ای را به دنبال داشته است.
۲- با توجه به تهدید به تحریم از سوی کشورهای آمریکا و اروپا، تأثیرات تحریم اقتصادی را بر کشور ایران چگونه تحلیل می فرمائید؟
در این قضیه دو دیدگاه انفعالی و انقلابی وجود دارد. نخست دیدگاه انفعالی است که ما از نفوذ و توسعه قدرت غرب و به ویژه آمریکا در منطقه که در واقع تحریم های اقتصادی را به دنبال داشته و ما را از پتانسیل های موجود خودمان محروم کند واهمه و ترس داشته باشیم و با این وحشت زمین گیر شویم، که این دیدگاه از نظر ما مردود است. نظر دوم که دید انقلابی و مورد نظر ما می باشد این است که آیا این محدودیت ها و تحریم های اقتصادی که به عبارتی می توان آن را یک چالش واقعی برای مملکت محسوب کرد، چگونه می تواند به یک فرصت تبدیل شود؟ همان گونه که در نشریه شماره۵ مقاله ای تحت عنوان تحریم اقتصادی فرصتی برای بازسازی و آغاز انقلاب اسلامی نگاشته و متذکر شده ام که باید دنبال راه کاری گشت که بتوان چالش های ناشی از تحریم های اقتصادی را به فرصت ها تبدیل کرد، آیا چنین چیزی امکان دارد؟ به طور قطع با توجه به پتانسیل های گوناگون غیرنفتی در کشور از جمله راه های ترانزیتی، منابع زیرزمینی و نیروی انسانی، ما می توانیم با بازتعریف و نگاهی نو به اقتصاد، چالش موجود از تحریم اقتصادی را به فرصتی برای بازسازی اقتصاد و به عبارتی دیگر اصلاح همه جانبه اقتصاد فراهم کنیم. اصلاح همه جانبه اقتصاد حجم عظیمی از انرژی را می طلبد که دیگر اطلاق کلمه اصلاحات برآن مرتبط نیست و بلکه از لغتی فراگیرتر و از کلماتی که گویای این حرکت عظیم باشد استفاده کنیم و به عنوان انقلاب اقتصادی یادکنیم. در حقیقت چنین تحولات عظیمی منشأ تغییرات عمیق و پایه ای در نگاهی نو به جهان و استفاده بهینه از منابع موجود می باشد و تحریم اقتصادی فرصتی است برای بازسازی اقتصاد و آغازی برانقلاب اقتصادی که تنها راه برون رفت از بحران پیش رو است.
۳- با توجه به عدم ساختار اقتصادی و فنی مهندسی در منطقه و عدم اقتصاد مولد بر صنایع (به خصوص صنایع متوسط) پیش بینی آینده اقتصاد منطقه را چگونه بررسی می کنید؟
سوال شما مطلب مهمی را در اقتصاد منطقه نشان می دهد. در ۴۰ سال اخیر وجود نفت، ساختار اقتصادی و صنعتی خاصی را بر منطقه تحمیل کرده و سهولت دسترسی به نفت، عدم توجه به صنایع ریشه ایرا به دنبال داشته و آنچه که به آن توجه شده صنایع مونتاژ و مصرفی مثل اتومبیل و سایر کالاهای مصرفی بوده است.
به هنگام پایین آمدن قیمت نفت یا احیانا قطع صدور نفت، در آن صورت لزوم توجه به صنایع زیربنایی بسیار خودش را نشان می دهد. متاسفانه در منطقه به جز قسمت هایی که عربستان در صنایع پتروشیمی و زیربنایی سرمایه گذاری کرده، در سایر بخش ها ما شاهد چنین صنایع زیر بنایی نیستیم.
در چند سال اخیر توجهات زیادی به صنایع پتروشیمی شده ولی متاسفانه توجه به صنایع مونتاژ مثل اتومبیل باعث شده ما به این صنایع زیربنایی توجه کمتری نشان دهیم، درحالی که این صنایع منظورم صنایع پتروشیمی است و بعد از آن صنایعی که قادرند کالاهای تولید شده را به مواد قابل استفاده و واسطه ای و سپس کوچک که بتوانند این محصولات را به تولید نهایی تبدیل کنند توجه کمتری شده است.
صنایعی که براساس مزیت نسبی هستند می توانند ثبات اقتصادی را برای ما به وجود بیاورند چون حداقل تأثیرپذیری را از عوامل خارجی در آن می توان دید و چون براساس مزیت نسبی خود ما است حداقل مصرف کننده بزرگش خودمان هستیم و نیازی به صادرات در حجم بالای آن نداریم.
به عبارت دیگر اگر بخواهیم این مطلب با مزیت نسبی پیش برود یعنی وقتی می گوییم صنایع سنگین، مراد باید آن صنایعی باشد که بتواند برای ما پالایشگاه و پتروشیمی ایجاد کند. و صنایع متوسط، صنایعی هستند که بتواند برای ما کالای ساخته شده تولید کنند. در یک مقاله گفته بودم یکی از پیش بینی ها و توصیه ها این بود که ما می توانیم و قادریم کیف و چمدان های مردم جهان را تولید کنیم. تمام مزیت ها را در این مورد داریم و فقط یک عزم ملی لازم است که ما بتوانیم به چنین مهمی دست پیدا کنیم.
۴- با توجه به پیشرفت اقتصاد و صنعت و راه کارهای فنی مهندسی در جهان تقسیم بندی جهان را تا ۲۰ سال آینده چگونه ارزیابی می کنید؟ ایران در این ارزیابی در چه جایگاهی قرار دارد؟
سوال خوبی است. در آینده نزدیک جهان به سه منطقه جدید تقسیم خواهد شد. منطقه اول، حوزه نفوذ آمریکا، شامل خودآمریکا، مکزیک، کانادا و آمریکای جنوبی. منطقه دوم یا ابرقدرت دوم اتحادیه اروپاست. پیوستن ۲۶ کشور به اروپا و کشورهایی مثل ترکیه که در انتظار پیوستن هستند، فصل مهم تشکیل یک ابر قدرت جدید می باشد. ابر قدرت سوم که کشورهای گروه سوم، در حوزه نفوذ آن جای می گیرند کشور چین می باشد. رشد سالیانه ۱۰درصد ذخیره ارزش بالای یکصد میلیارد دلار تجارت خارجی بالای یک تریلیون و چهارصد میلیون دلار آرام آرام چین را به سومین قدرت جهان و به زودی به یک ابرقدرت اقتصادی تبدیل می کند.
مسلما ابرقدرت اقتصادی بدون داشتن پایگاه هایی در منطقه، ثبات خودش را نخواهد داشت. پیمان عمران منطقه شانگاهای که در ماه joun2006 برگزار شد. اولین قدم را برای تبدیل چین به ابرقدرت منطقه نشان داد. پیمان های منطقه ای باعث می شود که ابرقدرت منطقه برای ایجاد ارتباط بیشتر با همسایگانش و با کسانی که در آینده جزء حوزه نفوذ آن محسوب می شوند پروژه های عمرانی را در دستور کار خویش قرار دهد. به عبارت دیگر با توسعه علوم و فنون و پیشرفت اقتصادی کشور محور(چین)، اولین نیاز افزایش ارتباط با کشورهای مجاور و توسعه ارتباطات عمرانی می باشد که نشست شانگهای مایل به همین مسئله است. به این ترتیب شاهد ظهور یک ابرقدرت جدید به نام چین خواهیم بود. حوزه نفوذ ابرقدرت چین از شرق به مرزهای ژاپن از شما تا نزدیک روسیه و از جنوب تا ویتنام و از غرب هم به ایران است. این غربی ترین حوزه نفوذ ابرقدرت چین خواهد بود. موقعیت ایران در حوزه ابرقدرت چین و از سوی دیگر ترکیه در حوزه ابرقدرت اروپا قرار می گیرد، مسلما در آینده تنش هایی نیز خواهد داشت.
ما می توانیم و قادریم کیف و چمدان های مردم جهان را تولید کنیم، تمام مزیت ها را در این مورد داریم و فقط یک عزم ملی لازم است که ما بتوانیم به چنین مهمی دست پیدا کنیم.
۵- ارزیابی واردات ماشین آلات چاپ و بسته بندی و مقایسه آن برای واردات از اروپا و آسیا را چگونه تشریح می فرمائید؟
اگر ما مسئله واردات صنعتی را محدود به ماشین آلات چاپ و بسته بندی نکنیم و در مقیاس وسیع تری موضوع را بررسی کنیم خواهیم دید که اصولا در صنعت امروز جهان غرب شامل آمریکا، کانادا، اروپا و ژاپن قادر به تولید کالا با تکنولوژی متوسط با وزن بالا نیستند همین امر خط کشی های جدیدی را در روابط اقتصادی بین کشورها به وجود می آورد.
درآمد سرانه ما در ۱۳۸۳ طبق گزارش بانک مرکزی در حدود ۱۹۲۴ دلار بوده درحالی که در اروپا، آلمان ۲۵هزاردلار و بقیه به طور متوسط در حدود ۲۰ هزاردلار بوده و این اختلاف درآمد سرانه مثل یک عقربه راهنما مارا به سمتی هدایت می کند که بتوانیم حداکثر محصولاتی را که مورد پسند و مورد توان جامعه ما هست وارد کنیم به این ترتیب ما در آینده خواهیم دید که این تقسیم بندی در این قسمت از صنایع به این فرم اتفاق خواهد افتاد. صنایع زیر بنایی که عمدتا با اشتراک کشورهایی چون چین، ایران و بخشی از اروپا خواهد بود، صنایع متوسط که عموما از چین خواهد بود و صنایع کوچکتر که از ایران الهام گرفته و با توجه به توانمندی های ایران تولید می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 5 =