ρ
دبی، یک آغاز
۱۳۹۸/۰۳/۱۰
راه‌ های روشن
راه‌ های روشن
۱۳۹۸/۰۳/۱۰

منتشر شده در ماهنامه صنعت فراگیر
شماره ۳۱ و ۳۲ _ آذر و دی ۱۳۸۷

سوال بزرگ

ذهن اکثریت ملت ایران در آن روزها که درآمد نفت بالا بود و سپس اکنون که پایین آمده این است که چرا بالارفتن قیمت نفت و درآمد حاصل از آن تأثیر ملموسی در زندگی مردم ندارد. آنچه لازم به یادآوری است این است که این سوال تنها مربوط به ایران نبوده و در تمام کشورهای متکی به منابع زیرزمینی کشورهایی که نقش درآمد زیرزمینی در بودجه آنه تعیین کننده است، نیز چنین حکمی جاری است، اگر این درآمد تأثیری در زندگی مردم ندارند، چگونه می توان آن را به عاملی تأثیرگذار تبدیل کرد.
پاسخ به چنین سوال مهمی نه در یک مقاله که نیاز به مطالعه از زوایای مختلفی دارد.
درآمد نفت به کجا می رود؟
(مقاله زیر تلاشی است در جهت واکاوی و کالبد شکافی معضل نفت در جهت روشن شدن و حل این معضل از روش ساده سازی و اندازه گیری استفاده می کنیم.
این روش حاصل یک متدلوژی ۷ مرحله ای است که به کمک آن می توان مسائل پیچیده را ساده سازی و سپس اندازه گیری نمود، مقاله زیر صرفا به ساده سازی و اندازه گیری پرداخته و از ورود به متدولوژی ۷مرحله ای اجتنبا می کند.)
موارد اصلی مصرف بودجه حاصل از نفت را می توان در چهار بخشی که ذکر خواهد شد، مطالعه نمود که این مبلغ در سال ۸۷ به ۹۵ هزار میلیارد ریال رسیده است.
به گزارش سرویس اقتصادی آفتاب، رضا عبداللهی در همایش بحران جهانی مالی، فرصتها و چالشها در خصوص میزان وابستگی بودجه به نفت گفت: ((وابستگی بودجه عمومی سال ۸۷به درآمدهای نفتی حدود ۹۱هزار میلیارد تومان بود که حدود ۶۰هزارمیلیارد تومان به صورت مستقیم و غیر مستقیم و درآمدهای نفتی مربوط می شود.))
برای بررسی بهتر نقش نفت در بودجه کشور و هم چنین در تحول اقتصادی، ابتدا مشخص می کنیم ایران در کدام سه گروه زیر جای خواهد گرفت:
1. کشورهای در حال گذر:
آن گروه از کشورها که بودجه آنها حاصل تولید و صادرات است، هرچند دارای منابع زیرزمینی نیز باشند ولیکن در بودجه سالیانه نقش تعیین کننده ای ندارد.
2. کشورهای در حال گذر:
آن گروه از کشورها که دارای منابع زیرزمینی بوده لیکن تنها در سرمایه گذاری های زیربنائی استفاده می شود. نظیر: امارات، مالزی، آفریقای جنوبی.
3. کشورهای متکی به منابع زیرزمینی:
آن گروه از کشورها که سهم منابع زیرزمینی در بودجه سالیانه نقش تعیین کننده ای دارد و اساسا در این کشورها بودجه براساس درآمد حاصله از نفت تنظیم می شود.
حال به بررسی موارد مصرفی بودجه حاصل از نفت که ذکر آن در چهار بخش یاد شده رفت، می پردازیم:
• یارانه ها: که سهم عمده ای از درآمد نفت را به خود اختصاص داده
• ایجاد موانع توسعه: که سرفصل آن را می توان در هزینه برای تهران، برق کشی، تأسیسات، آب و غیره در روستاهایی که هیچ گونه توجیه اقتصادی ندارد، اجاره ۹۹ساله زمین و بازسازی بافت های فرسوده شهرها به جای ایجاد شهرهای جدید منطبق با نیازهای امروز.
• رفع موانع توسعه قبلی
• توسعه
در بررسی های انجام شده که به اختصار به آنان اشاره خواهیم کرد که ۲۰ سال اخیر هرساله یارانه ها افزایش یافته و سهم بیشتری از بودجه کشور در سال ۱۳۸۷، ۱/۵۳ درصد بوده است و سهم یارانه ها نیز از ۷/۱۵ درصد بودجه سال ۱۳۸۶ به ۷/۲۰ درصد رسیده است.
یارانه ها
در بررسی اولین موضوع مطرح شده هرچند نرخ سهم نفت در بودجه یک کشور بالاتر باشد آن کشور آسیب پذیرتر و اقتصاد آن نامتعادل تر خواهد بود.
تزریق نفت به اقتصاد، اتکاء دولت ها را به برنامه ریزی و تولید، کاهش داده و معیارهای جدیدی را برآن جامعه حاکم می کند.
بالابردن سطح رفاه اجتماعی جای خود را به برنامه ریزی برای توسعه پایدار داده و مصرف، یک ارزش تلقی می شود مردمی که قبلا تکه نان کوچک افتاده در کنار راه را با احترام برداشته و آن را نعمت خدا می دانسته اند اکنون ۳۵% نان یارانه ای را ضایعات تلقی و به گاوداری ها ارسال می کنند.
در همه بخش از انرژی گرفته تا مواد خوراکی مصرف امری عادی تلقی می شود و فرهنگ تخریبی جایگزین فرهنگ اصیل ایرانی می شود.
جاده ها از مراکز ورود کالا به مراکز مصرف احداث می شوند چون مراکز تولید ارزشی ندارند و می توان با بنادر ورود کالا نیازهای جامعه را با سرعت بیشتر و آسانتر به شهرها رسانید.
زمین مسکونی صدها برابر زمین کشاورزی ارزش پیدا می کند و فرهنگ مخرب مصرف، تولید و کارکردن را وظیفه تراکتور می داند نه انسان. به کارگر که منشاء تولید است عمله گفته می شود و آن سری از کارخانجات و مراکز تولید که در محاصره منازل مسکونی قرار گرفته اند،ُ صنایع مزاحم تلقی و در صورتیکه ظرف زمانی معین شهرها را ترک نکنند، تعطیل می شوند.
با این اوضاع چگونه انتظار دارید که تولید، زیربنای استقلال تلقی گردد، متأسفانه نظام شاهنشاهی چنین مصیبتی را برای جامعه ما رقم زد. و بدتر از آن اینکه در ۳۰ سال اخیر نه تنها از وابستگی به نفت کاسته نشده که سهم نفت از ۳۰ درصد بودجه در سی سال پیش به ۸۵درصد در سال ۱۳۸۷ رسیده است برای درک عمیق این فاجعه کافی است یک برگ کاغذ A5 برداریم و در گوشه سمت راست یا چپ آن بنویسیم:
“آن گاه که نفت تمام شد”
چس تمام معادلات اجتماعی و اقتصادی را دوباره بدون نفت بررسی کنیم. با کمال تأسف درخواهیم یافت که وجود نفت چون مصیبتی ما را از پتانسیل های داخلی محروم و آنها را به محاق می برد و بدون نفت جامعه به معنای واقعی آن فلج است، ممکن است این سوال مطرح شود که نفت نعمت خدادادی است و چرا ما نباید از آن استفاده کنیم؟ پاسخ ساده و روشن است. اگر می توانیم از این منبع خداداد در جهت توسعه پایدار و سرمایه گذاری بنیادی هم چنین تعادل اجتماعی، استفاده کنیم مفید، و اگر از آن برای تکمیل کمبود مصرف استفاده کنیم تعادل را برهم زده و باید منتظر عواقب آن باشیم. بزرگترین مصیبت اتکا به نفت بالا رفتن انتظارات مردم و راحت طلبی آنهاست. حال آنکه باید به مردم بگوییم سهم از راه رفاه اجتماعی بایستی متناسب با سهم از ارزش افزوده باشد.
ایجاد موانع توسعه
بخش دوم:
درآمد حاصل از صادرات نفت به ایجاد موانع توسعه اختصاص می یابد. انقلاب اقتصادی بخش باقیمانده از انقلاب اسلامی سال ۵۷ است که وقوع جنگ تحمیلی فرصتی برای تحقق آن فراهم نکرد و ضرورت انجام آن هر روز بیش از پیش احساس می شود. از رئوس این انقلاب می توان به تمرکز زدایی اشاره کرد که شاکله آن انتقال مرکزیت سیاسی کشور از تهران به مکانی مناسب با امکان توسعه ۳۰۰ ساله است که نمونه های قابل لمسی نیز وجود دارد و می توان آغازی برای تولید عادلانه ثروت به جای تولید عادلانه، در بخش های مختلف کشور باشد و این کاریست که همسایگان ما، پاکستان و ترکیه از ده ها سال قبل انجام داده اند. شهری که با مقتضیات ۲۰۰ سال قبل و در زمان قاجار ساخته شده چگونه می تواند پاسخگوی نیازهای امروز باشد؟ شهرهای امروز جهان براساس رینگ رودهای هم مرکز و پیرامون شهرهای قدیمی با امکان توسعه ساخته می شود برنامه ریزی این شهرها براساس منطقه بندی با هدف کاهش رفت و آمد و بالابردن استفاده از امکانات موجود و تولید دائمی زمین طراحی شده بنابراین هر هزینه ای که برای شهر تهران از بازسازی بافت های فرسوده گرفته تا توسعه صنعتی همگی ایجاد موانع توسعه بوده که با هزینه اضافی بایستی از نو در محلی دیگری ساخته شود. از آن جمله می توان هزینه احداث بزرگراه ها در تهران، لوله کشی آب و برق برای روستاهایی که با شرایط ۲۰۰ یا ۳۰۰ سال پیش به وجود آمده اند و امروز هیچ توجیهی برای ادامه حیات ندارند.
دولت چین بواسطه نداشتن منابع زیرزمینی ناچار است برای ۳۰۰ سال برنامه ریزی کند، حال آنکه وجود نفت ما را بی نیاز از برنامه ریزی و به روزمرگی وادار می کند. این چنین تفکری باعث می شود که به جای برنامه ریزی برای ایجاد شهر-روستا یعنی ایجاد امکانات شهری در بستر روستائی، به برق کشی و گازکشی و اکنون مانعی ایجاد شده که اجازه برنامه ریزی برای تجمع روستاها را نمی دهد.
درمورد شهر تهران و دیگر شهرهای بزرگ نیز همین مصیبت وجود دارد، احداث بزرگراه نواب از سال ۱۳۵۰ آغاز و پس از ۳۰ سال پایان نیافته، البته ۳۰سال زمان احداث بزرگراه نبوده بلکه ۵سال زمان احداث بزرگراه و ۲۵سال صرف خرید اراضی اطراف آن یعنی رفع موانع توسعه گردیده. تهران شهری است با مقتضیات ۲۰۰ سال قبل که اکنون محل ورود درآمدهای نفتی به هرم جامعه است و روز به روز نیز بزرگتر می شود حال آنکه راه چاره استفاده از الگوی کشورهای مشابه نظیر تایلند، مالزی و چین در این مورد است. درآمد نفت باعث می شود، مشاورین رئیس جمهور با اتکاء بر نظرات و استنباط خود و بدون معرفی الگو به روش آزمون و خطا برای یافتن راه ادامه دهند.
به عبارتی دیگر هر برنامه ریزی که بدون در نظر گرفتن توسعه دراز مدت اجرا شود نه تنها توسعه نبوده که به عنوان ایجاد موانع توسعه ارزیابی می شود.
هزینه کردن برای آماده سازی زمین های ۹۹ساله نیز از همین دست می باشد، پرداخت کمک به صنایع زیان ده-هزینه های صرف شده در تهران، مترو
رفع موانع توسعه
هرچه زمان می گذرد متوجه می شویم اشتباهات زیادی در گذشته انجام داده ایم. وام برای بنگاه های زود بازده، یارانه برای جبران زیان بانک ها در اثر پایین آوردن نرخ سود.
هزینه هنگفت نصب پمپ بنزین های کارتی که پس از آزاد شدن نرخ بنزین دیگر این پمپ های کارتی جانی نخواهند داشت.
بسیاری از دوباره کاری ها-در این بخش منظور می شود.
توسعه
بخش انتهای اختصاص بودجه را به خود اختصاص می دهد و متضرر نهائی است.
به هنگام بالارفتن درآمد نفت بعید است سه بخش قبلی اجازه عبور درآمد به سمت بخش چهارم را بدهند و در هنگام پایین آمدن درآمد نیز خود به خود سهمی برای توسعه باقی نمی ماند.
بودجه های عمرانی، خواه ملی و یا استانی را می توان در زمره این بخش منظور نمود. در ۳۰سال احداث بزرگراه ها دو خطه کردن و توسعه حمل و نقل ریلی.
در یک اقتصاد سالم درآمدی از محل فروش منابع زیرزمینی وجود ندارد که حرف واردات و بالابردن انتظارات مردم شود. اکنون نیز هنوز زمان کمی باقی است.
در شرایطی که پیرامون کشور ما در حال تحول روزانه است، ما نیز چاره ای جز به روز کردن خود نداریم ساختار صنعتی کشور ما نیاز به بازسازی بنیانی دارد. ۳/۲درصد، به عبارت ساده تر ۳/۲درصدی حداقل نیاز کشور به توسعه است.
اگر عمر تأسیسات موجود را ۲۰سال فرض کنیم، اگر سالیانه ۵درصد بعلاوه ۳/۲ درصد جمعا۳/۷درصد بازسازی و نوسازی انجام شود. کشور رو به عقب نرفته و اگر فقط نرخ توسعه را ۵درصد فرض کنیم سالیانه ۳/۱۲ درصد سازندگی در کشور ضروری است. طرح انقلاب اقتصادی و یا تحول اقتصادی رئیس جمهور محترم می تواند درآمد نفت را مستقیما به بخش چهارم منتقل و یارانه ها را به سمت آموزش و پرورش، بهداشت عمومی، توسعه زیرساخت ها و تولید زمین از طریق ایجاد کلنی های روستائی و شهرهای جدید و البته انتقال پایتخت به محل مستعد دیگری تا جایی که در نهایت کشور را به جایگاه شایسته خود هدایت نماید.
به امید خدا….

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − نه =