ρ
آن گاه که تهران ایران را نابود می کند؟!
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
آینده ما
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸


منتشرشده در ماهنامه صنعت فراگیر
شماره ۴۳ و ۴۴

آیا همت مضاعف کار مضاعف قابل اجراست؟

انتخاب شعار همت مضاعف و کار مضاعف که رهبر انقلاب برای سال ۱۳۸۹ برگزیده‌اند مطمئناً امری است که سال‌هاست انتظار آن می‌رفت انتخابی بجا و شایسته هر چند دیر هنگام، اما سؤال اصلی این است که چه کسانی قرار است همت مضاعف داشته باشند و چه کسانی باید کار مضاعف ارائه کنند؟ چند گزینه پیش روی ماست:
١. ساعت کار ادارات را از ۸ صبح ۶ صبح تغییر دهیم
۲. وقت ناهار و نماز را حذف کنیم
3. ساعت کار عصرها را اضافه کنیم
4.کیفیت سرویس دهی را افزایش دهیم
آیا هیچ‌کدام از این گزینه‌ها در حال حاضر قابلیت اجرایی دارند؟ کشور از اساس دارای مشکلات عدیده‌ای است. ترافیک یکی از بزرگ‌ترین مشکلات غیرقابل حل کشور است، با اطمینان می‌توان گفت به‌جز بانک‌ها هیچ‌کدام از ادارات به‌موقع کارشان را آغاز نمی‌کنند و اختصاص ۱ تا ۲ ساعت به ناهار و نماز با تمام ارزش و قربی که دارد در سرویس دهی نهادهای مختلف وقفه ایجاد می‌کند و این مسئله را می‌توان با نوبتی کردن وقت نماز آن هم به مدت نیم ساعت حل کرد.
ساختار شهری شرایطی را تحمیل می‌کند که قدرت هر نوع برنامه ریزی را از مجریان سلب می‌کند به عبارت دیگر همت مضاعف و کار مضاعف باید به‌عنوان کلمه‌ی رمز انقلاب اقتصادی در کشور لحاظ گردد تا از طریق آن به اهداف والایی دست یابیم. چنین پروژه بزرگی نه یک سال که حداقل به ده سال زمان احتیاج دارد و بدون تغییر اساسی در زیرساخت‌های مهم کشور نمی‌توان نتیجه‌ای برای این انقلاب اقتصادی متصور بود.
در ۴۰ سال اخیر تفکری در بین جوانان ایرانی پدید آمده است که با کار کمتر باید سود بیشتری به دست آورند و افرادی را که با دلالی و واسطه گری یک شبه پولدار شدند را به‌عنوان اسوه خود قرار داده‌اند اکثر افراد جامعه به دنبال کار کمتر و سود بیشتر آن هم در زمان کوتاه هستند که حاصل و بر آیند این تفکر را می‌توان به عینه در صنعت و اقتصاد کشور مشاهده نمود. اصولاً آيا همتی وجود دارد تا آن را مضاعف کنیم سعادت و رفاه تنها از آن ملتی است که خوب فکر کند و سخت کار کند که همان شعار همت مضاعف و کار مضاعف است که به طرز دیگری بیان شده است.
حال باید دید چه عواملی باعث کاهش تولید در کشور می‌گردد و چگونه می‌توان این عوامل را از سر راه برداشت که در ذیل به بعضی از این موارد اشاره می‌نماییم:
1.حذف تعطیلات غیرضروری
٢. اصلاح قانون کار (مشارکت کارکنان در سود مجتمع‌های صنعتی)
3. تقسيم کشور به مناطق مختلف صنعتی و سیاسی و فرهنگی و توریستی و …
۴. تغییر روزهای کاری و تعطیلات
۵. هدایت درآمدهای نفتی به بخش‌های توسعه
6. هدایت سرمایه‌ها از خرید و فروش زمین به بازار بورس
۱-حذف تعطیلات غیرضروری
طبق محاسبه‌ای که در کشور ما صورت گرفته در سال ۱۳۸۹ اگر تعطیلات رسمی و پنج شنبه و جمعه و مرخصی استحقاقی را محاسبه کنیم به عدد غیرقابل باور ۱۵۸ روز تعطیلی در سال می‌رسیم که با این حساب ما ۴۳٪ از روزهای سال را در تعطیلات به سر می‌بریم و فقط ۵۷٪ از ایام سال به کار مشغولیم. آیا با این همه تعطیلات می‌شود کار مضاعف انجام داد؟
اگر بخشی از جامعه پنج شنبه‌ها نصف روز به کار مشغول باشند باید هزینه کامل یک روز را به خاطر نیم روز کاری بپردازند، کدام کشور در دنیا را می‌شناسید که با وقت و منابع خود این طور بی‌رحمانه برخورد کند.
جالب است بدانید که این تعطیلات كذایی به همین‌جا ختم نمی‌شود و تعطیلات ۳ روزه‌ای که در وسط هفته قرار می‌گیرد عملاً ۳ روز نیستند بلکه به‌واسطه مهاجر بودن اکثر شهرنشینان و کافی نبودن وسایل نقلیه عمومی در ایام تعطیل اکثراً یک روز قبل و یک روز پس از تعطیلات سر کار حاضر می‌شوند.
واقعاً تأسف برانگیز است که ما ایرانی‌ها عکس‌العمل‌های خود در مورد سوگواری و شادمانی را با تعطیل کردن اظهار و ابراز می‌کنیم.
روزهای ولادت حضرت محمد (ص) و ائمه اطهار (ع) را نه تنها نباید تعطیل باشد بلکه باید به‌عنوان ایام مبارک اعلام و در این روزها مسئولین کشوری و استانی در واحدهای تولیدی منطقه خود حضور پیدا کرده و محصولاتی که در این ایام تولید می‌شود بارنگ خاصی تزئین و به‌عنوان تولیدات روز متبرک بنامند و باقیمتی ارزان‌تر در بازار عرضه کرده و حتی می‌توانند این اقلام را جهت تسهیل امر ازدواج و کمک به زوج‌های جوان تخصیص دهند.
در ایام سوگواری نیز می‌توان به‌جای تعطیل واحد تولیدی در اولین جمعه مراسم بزرگداشت را بجای آورد.
مطمئناً اولین قدم در جهت تحقق کار مضاعف در کشور حذف تعطیلات غیرضروری است و این معضل فقط باتدبیر رهبری قابل حل است چرا که ایشان هم دارای مقبولیت سیاسی و هم مشروعیت مذهبی هستند و با این برجستگی‌ها می‌توانند در مسائل حیاتی کشور ورود پیدا کنند.
۲- اصلاح قانون کار (مشارکت کارکنان در سود کارخانجات)
پرداخت دو ماه عیدی که از طرف کارفرما در نهادهای غیردولتی به کارکنان پرداخت می‌گردد اجحاف بزرگی است که در حق هر دو قشر کارفرما و کارگر اعمال می‌گردد. این مسئله در حالی است که خود دولت کمتر از یک ماه حقوق را به‌عنوان عیدی می‌پردازد.
این پرداخت پایان سال نه تنها مشکلی را از دوش کارگران و کارمندان برنداشته بلکه با افزایش نقدینگی، تورم هم به همان نسبت افزایش می‌یابد، آیا وضعیت معاش مردم نسبت به ۱۰ سال قبل بهبود یافته است؟
بهتر آن است که بجای ادامه این دور تسلسل عذاب آور کارکنان را در سود مجموعه صنعتی و تجاری سهیم کرده تا هر چه قدر کارکنان تلاش و همت بیشتری بنمایند در پایان سال سهم افزوده بیشتری نصیب آنها بشود. همان‌طوری که رهبری در پیام خود اشاره نمودند کار و همت مضاعف معیار سنجش و ارزش گزاری افراد در جامعه است لذا این نکته باید سرلوحه مسئولین کشور قرار گیرد که سهم هر فرد از رفاه اجتماعی باید متناسب با سهم ارزش افزوده آن فرد باشد این به آن معناست، کسی که برای کشور سود آوری دارد و با کار تولیدی ارزش افزوده ایجاد می‌کند باید سهم بیشتری از رفاه اجتماعی داشته باشد و نسبت به کسی که بدون هیچ سعی و تلاشی در جامعه حضور دارد باید از موقعیت اجتماعی بالاتری برخوردار گردد.
٣. تقسيم کشور به منطق مختلف سیاسی و صنعتی و فرهنگی و…
رئیس جمهور محترم تازه به فکر افتاده‌اند و در سخنانی اعلام کردند که ۵ میلیون نفر باید از تهران بروند. طرحی که بدون هیچ راهکار عملی ارائه شده و مطمئناً محکوم به شکست است، چه باید کرد؟
بدون انتقال جاذبه‌های تهران چگونه می‌توانیم انتظار جابجایی جمعیت را داشته باشیم، مسئولان می‌توانند مراکز صنعتی و بازرگانی و سیاسی و فرهنگی کشور را از تهران منتقل کنند و باید بر حسب توانمندی‌ها این انتقال صورت گیرد می‌توان اصفهان را مرکز صنعتی، مشهد مرکز اقتصادی، بندر عباس مرکز گمرکی، شیراز مرکز فرهنگی، تبریز مرکز دانشگاهی و دهد که هر کدام از این شهرها بالقوه دارای این قابلیت می‌باشند.
برای حل معضل مرکز سیاسی باید با کارشناسی دقيق و الگو برداری از کشورهایی که در گذشته تجربه انتقال پایتخت را به‌خوبی انجام داده‌اند و بررسی مشکلات احتمالی و الگو برداری مناسب و مدل سازی و اجرا کامل می‌توانیم با انتخاب منطقه‌ای در کشور که دارای قابلیت‌های منحصر به فردی باشد، این مکان را مشخص کنیم که مهم‌ترین قابلیتش این باشد که باید حداقل برای ۳۰۰ سال قابلیت توسعه را دارا باشد مطمئناً نزدیکی مرکز جدید کشور به هر کدام از شهرهای بزرگ ایران نقض غرض محسوب شده و ضرر زیادی را به همراه خواهد داشت یقیناً مرکز جدید باید به تائید تمام ارگان‌های اجرایی و امنیتی کشور برسد تا مشکلی از لحاظ امنیتی و انتظامی نیز نداشته باشد و تا دیر نشده است باید امیدوار بود غده سرطانی تهران را قبل از اینکه کشور را به نابودی بکشاند با انتقال پایتخت از تهران به مکانی مناسب هر چه زودتر درمان کنیم.
باید منابع مالی دریافتی از نفت را در صنایع مادر و مسائل کلان کشور مورد استفاده قرار دهیم و این کار فقط در یک صورت انجام می‌گیرد که همه کاغذی برداریم و روی آن بنویسیم نفت تمام شد. حال چه باید کرد؟
4. تغییر روزهای کاری و تعطیلات
حدود یک قرن پیش وقتی برای نخستین بار هواپیمایی در میدان توپخانه تهران به زمین نشست و مردم آن را طیاره نامیدند. هیچ کس فکر نمی‌کرد چند سال بعد هر یک ساعت حدود صد پرواز هوایی در ایران انجام گیرد. امروز ما در دهکده جهانی زندگی می‌کنیم و بدون در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات جهانی نمی‌توانیم آینده‌ای در جهان امروز داشته باشیم. در ایران پنج شنبه و جمعه تعطیل است و در اکثر کشورهای دنیا شنبه و یکشنبه و ما عملاً ۴ روز ارتباطمان با دنیا قطع است و فقط ۳ روز می‌توانیم به تبادلات اقتصادی و صنعتی بپردازیم. چه اشکالی دارد ما هم مثل بسیاری از کشورهای مسلمان مانند مالزی و ترکیه و … بجای پنج شنبه و جمعه، جمعه و شنبه را تعطیل کنیم تا حداقل ارتباطمان با دنیا بیش از پیش بر قرار گردد.
۵. هدایت صحیح درآمدهای نفتی در بخش‌های توسعه
در حالی که ایران از لحاظ منابع زیر زمینی دوازدهمین کشور جهان محسوب می‌گردد و از لحاظ استراتژیک یکی از مهم‌ترین کشورهای دنیا به شمار می‌آید و بیش از ۱٪ از جمعیت جهان را دارا می‌باشد. متأسفانه از لحاظ ساختارهای اقتصادی و صنعتی دنیا در بین ۱۷۵ کشور دنیا در رتبه ۱۳۵ قرار گرفته است و كل سهم ایران در تجارت جهانی ۳/ ۰ درصد می‌باشد. یقیناً فقط باهمت و کار مضاعف می‌توان از این وضعیت اسفناک نجات پیدا کرد.
قسمت اعظم سرمایه کشور به واردات بنزین و گندم و مواد غذایی تخصیص یافته است که همه اقلام مصرفی بوده و دارای هیچ ارزش افزوده‌ای نیستند. اگر پول نفت نبود که این‌قدر راحت هزینه کنیم آیا بیشتر مراعات نمی‌کردیم؟ با این بی‌رحمی به اتلاف سرمایه‌های ملی مشغول نبودیم؟ باید منابع مالی دریافتی از نفت را در صنایع مادر و مسائل کلان کشور مورد استفاده قرار دهیم و این کار فقط در یک صورت انجام می‌گیرد که همه کاغذی برداریم و روی آن بنویسیم نفت تمام شد. حال چه باید کرد؟ ایرانی‌ها تا وقتی نگاهشان فقط به فروش نفت باشد همین وضعیت را خواهند داشت.
۶- ورود سرمایه‌ها به بازار بورس
برنامه ریزی‌های غلط اقتصادی و تغییر بدون کارشناسی قوانین باعث شده است تولید داخلی با موانع بی‌شماری دست و پنجه نرم کند و این مسائل باعث گردیده تولید کنندگان قدیمی به این امر معترف باشند که برای کار تولیدی در حال حاضر یا باید عاشق کشور بود و یا دیوانه، البته تا وقتی که سود بهره بانکی بیشتر از سرمایه گذاری در بخش صنعت باشد اوضاع به همین منوال خواهد بود. بورس باید محلی باشد که اکثر سرمایه‌های سرگردان کشور را بتواند جذب کند و فقط کسانی که انتظار سود بسیار کمی دارند در بانک سرمایه گذاری کنند و بقیه سرمایه‌ها در بازار بورس جذب شود. امروزه نه تنها این طور نیست بلکه اکثر قابل توجه سرمایه‌های کشور در بخش زمین سرمایه گذاری شده که این نوع سرمایه گذاری نه امکان تولیدی دارد و نه ارزش افزوده‌ای برای کشور به همراه خواهد داشت.
تمرکز سرمایه‌ها در خرید و فروش زمین خطرناک‌ترین سرمایه گذاری برای جامعه اقتصادی کشور است، البته خرید و فروش زمین با ساخت مسکن تفاوت اساسی دارد زیرا ساخت و ساز مسکن به غیر از اشتغال زایی، دارای ارزش افزوده هم می‌باشد ولی سرمایه‌هایی که در خرید و فروش زمین هزینه می‌شود به‌مانند این است که ما میلیاردها تومان را در زیر خاک مدفون کنیم و این از وظایف مسئولین کشور است تا مردم را هرچه بیشتر با بازار بورس آشنا کنند. در سال همت مضاعف و کار مضاعف این نکته را دوباره یادآوری می‌کنم که سعادت و رفاه تنها از آن ملتی است که خوب فکر کند و به‌تبع آن سخت کار کند بیایید تا دیر نشده کشور خود را با ذهنی آگاه و تلاشی مضاعف نجات دهیم.
واقعاً کار مفید روزانه یا هفتگی ما در ایران چقدر است؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 4 =